أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

449

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

شرف الدّين كه از جمله نزديكان سلطان محمّد بود در معرض عتاب شاهرخ قرار گرفت ولى به وساطت ميرزا عبد اللطيف ، پسر الغ بيك ، به بهانهء اينكه الغ بيك او را براى اتمام رصدش لازم دارد ، رهايى يافت و به هرات رفت . پس از مرگ شاهرخ با اجازهء سلطان محمّد به تفت برگشت . پس از زوال دولت سلطان محمّد و استيلاى ابو القاسم بابر بر عراق ، شرف الدّين يزدى با بزرگان يزد از او استقبال كرد . پس از اين تاريخ تا سال وفاتش در تفت بود . شمس الدّين ابو بكر يزدى بر سر قبر او مدرسه‌اى ساخت و آن را شرفيه نام كرد . ظفرنامهء تيمورى در تاريخ فتوحات تيمور ، كنه المراد فى علم الوفق و الاعداد و حلل مطرزّ در فنّ معمّا و لغز ، تحفة الفقير و هدية الحقير و مجموعه منشآت از تأليفات او است . ( نك : زبدة التواريخ ، مقدمه ، ص هشت ؛ ظفرنامهء يزدى ، مقدمه ؛ دايرة المعارف فارسى ) ص 313 قاضى محمد كاشى ( 39 ) وى با مولانا مسعود بيدگلى حكومت كاشان را در دست داشت . وقتى كه شاه اسماعيل پس از تصرّف فارس به كاشان رفت و با استقبال گرم مردم كاشان روبه‌رو شد ، قاضى محمّد كاشى را در صدارت با قاضى شمس الدّين لاهيجانى شريك كرد و هر دو را صدر كشور نمود . شاه اسماعيل پس از فتح بغداد و خوزستان و لرستان و شيراز مجلس جشنى ترتيب داد . قاضى محمد كاشانى كه در اين زمان ، علاوه بر مقام صدارت ، حكومت كاشان و شيراز را نيز بر عهده داشت ، در غياب امير نجم رشتى از وى نزد شاه اسماعيل به بدگويى پرداخت و وى را متّهم به برداشت بيست هزار تومان از خزانه شاهى نمود و درخواست كرد كه در صورتى كه امير نجم را در اختيار وى گذارد ، وجه برداشتن از خزانه را از وى خواهد ستاند . امّا شاه اسماعيل به دليل اعتمادى كه به امير نجم داشت قاضى محمد را در اختيار امير نجم گذاشت تا دربارهء اموال وى رسيدگى كند . و امير نجم نيز مجلس دادخواهى ترتيب داد و شاكيان در آن مجلس شكايات خود را بيان كردند . و چون قبايح اعمال و سفك دماء و انواع فسون و افعال او ظاهر گشت ، به دستور شاه اسماعيل به قتل رسيد ( نك : احسن التواريخ ، ص 110 ؛ خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 98 .